English    Türkçe    فارسی   

1
67-91

  • The king was in the belvedere, expecting to see that which had been shown mysteriously.
  • بود اندر منظره شه منتظر ** تا ببیند آن چه بنمودند سر
  • He saw a person excellent and worshipful, a sun amidst a shadow,
  • دید شخصی فاضلی پر مایه‌‌ای ** آفتابی در میان سایه‌‌ای‌‌
  • Coming from afar, like the new moon (in slenderness and radiance): he was nonexistent, though existent in the form of phantasy.
  • می‌‌رسید از دور مانند هلال ** نیست بود و هست بر شکل خیال‌‌
  • In the spirit phantasy is as naught, (yet) behold a world (turning) on a phantasy! 70
  • نیست وش باشد خیال اندر روان ** تو جهانی بر خیالی بین روان‌‌
  • Their peace and their war (turn) on a phantasy, and their pride and their shame spring from a phantasy;
  • بر خیالی صلح‌‌شان و جنگشان ** وز خیالی فخرشان و ننگشان‌‌
  • (But) those phantasies which ensnare the saints are the reflexion of the fair ones of the garden of God.
  • آن خیالاتی که دام اولیاست ** عکس مه رویان بستان خداست‌‌
  • In the countenance of the stranger-guest was appearing that phantasy which the king beheld in his dream.
  • آن خیالی که شه اندر خواب دید ** در رخ مهمان همی‌‌آمد پدید
  • The king himself, instead of the chamberlains, went forward to meet his guest from the Invisible.
  • شه به جای حاجبان واپیش رفت ** پیش آن مهمان غیب خویش رفت
  • Both were seamen who had learned to swim, the souls of both were knit together without sewing. 75
  • هر دو بحری آشنا آموخته ** هر دو جان بی‌‌دوختن بر دوخته‌‌
  • The king said, “Thou wert my Beloved (in reality), not she; but in this world deed issues from deed.
  • گفت معشوقم تو بوده ستی نه آن ** لیک کار از کار خیزد در جهان‌‌
  • O thou who art to me (as) Mustafá (Mohammed), while I am like unto ‘Umar—I will gird my loins to do thee service.”
  • ای مرا تو مصطفی من چون عمر ** از برای خدمتت بندم کمر
  • Beseeching the Lord, who is our Helper, to help us to observe self-control in all circumstances, and explaining the harmful and pernicious consequences of indiscipline.
  • از خداوند ولی التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌‌ادبی‌‌
  • Let us implore God to help us to self-control: one who lacks self-control is deprived of the grace of the Lord.
  • از خدا جوییم توفیق ادب ** بی‌‌ادب محروم گشت از لطف رب‌‌
  • The undisciplined man does not maltreat himself alone, but he sets the whole world on fire.
  • بی‌‌ادب تنها نه خود را داشت بد ** بلکه آتش در همه آفاق زد
  • A table (of food) was coming down from heaven without buying and selling and without speaking and hearing, 80
  • مایده از آسمان در می‌‌رسید ** بی‌‌شری و بیع و بی‌‌گفت و شنید
  • (When) some of the people of Moses cried disrespectfully, “Where is garlic and lentils?”
  • در میان قوم موسی چند کس ** بی‌‌ادب گفتند کو سیر و عدس‌‌
  • (Straightway) the dishes (of food) and the bread from heaven were cut off: there remained for us the toil of sowing and (labouring with) mattock and scythe.
  • منقطع شد خوان و نان از آسمان ** ماند رنج زرع و بیل و داسمان‌‌
  • Again, when Jesus made intercession, God sent food and bounty (from heaven) on trays,
  • باز عیسی چون شفاعت کرد، حق ** خوان فرستاد و غنیمت بر طبق‌‌
  • But once more the insolent fellows omitted to show respect and, like beggars, snatched away the viands.
  • باز گستاخان ادب بگذاشتند ** چون گدایان زله‌‌ها برداشتند
  • (Although) Jesus entreated them, saying, “This is lasting and will not fail from off the earth.” 85
  • لابه کرده عیسی ایشان را که این ** دایم است و کم نگردد از زمین‌‌
  • To show suspicion and greed at the table of Majesty is ingratitude.
  • بد گمانی کردن و حرص آوری ** کفر باشد پیش خوان مهتری‌‌
  • Because of those impudent wretches who were blinded by greed, that gate of mercy was closed upon them.
  • ز ان گدا رویان نادیده ز آز ** آن در رحمت بر ایشان شد فراز
  • On account of withholding the poor-tax no rain-clouds arise, and in consequence of fornication the plague spreads in all directions.
  • ابر برناید پی منع زکات ** وز زنا افتد وبا اندر جهات‌‌
  • Whatever befalls thee of gloom and sorrow is the result of irreverence and insolence withal.
  • هر چه بر تو آید از ظلمات و غم ** آن ز بی‌‌باکی و گستاخی است هم‌‌
  • Any one behaving with irreverence in the path of the Friend is a brigand who robs men, and he is no man. 90
  • هر که بی‌‌باکی کند در راه دوست ** ره زن مردان شد و نامرد اوست‌‌
  • Through discipline this Heaven has been filled with light, and through discipline the angels became immaculate and holy.
  • از ادب پر نور گشته است این فلک ** وز ادب معصوم و پاک آمد ملک‌‌