English    Türkçe    فارسی   


  • بهر غسل ار در روی در جویبار ** بر تو آسیبی زند در آب خار
  • If you go into the river to wash yourself, a thorn in the water inflicts a hurt upon you.
  • گر چه پنهان خار در آب است پست ** چون که در تو می‌‌خلد دانی که هست‌‌
  • Although the thorn is hidden low in the water, you know it is there, since it is pricking you.
  • خار خار وحیها و وسوسه ** از هزاران کس بود نی یک کسه‌‌
  • The pricks of (angelic) inspirations and (satanic) temptations are from thousands of beings, not (only) from one.
  • باش تا حسهای تو مبدل شود ** تا ببینیشان و مشکل حل شود
  • Wait (patiently) for your (bodily) senses to be transmuted, so that you may see them (the hidden beings), and the difficulty may be solved,
  • تا سخنهای کیان رد کرده‌‌ای ** تا کیان را سرور خود کرده‌‌ای‌‌ 1040
  • So that (you may see) whose words you have rejected and whom you have made your captain.
  • باز طلبیدن نخجیران از خرگوش سر اندیشه‌‌ی او را
  • How the beasts requested the hare to tell the secret of his thought.
  • بعد از آن گفتند کای خرگوش چست ** در میان آر آن چه در ادراک تست‌‌
  • Afterwards they said, “O nimble hare, communicate what is in thy apprehension.
  • ای که با شیری تو در پیچیده‌‌ای ** باز گو رایی که اندیشیده‌‌ای‌‌
  • O thou who hast grappled with a lion, declare the plan which thou hast thought of.
  • مشورت ادراک و هشیاری دهد ** عقلها مر عقل را یاری دهد
  • Counsel gives perception and understanding: the mind is helped by (other) minds.
  • گفت پیغمبر بکن ای رایزن ** مشورت کالمستشار موتمن‌‌
  • The Prophet said, ‘O adviser, take counsel (with the trustworthy), for he whose counsel is sought is trusted.’”
  • منع کردن خرگوش راز را از ایشان‌‌
  • How the hare withheld the secret from them.
  • گفت هر رازی نشاید باز گفت ** جفت طاق آید گهی گه طاق جفت‌‌ 1045
  • He said, “One ought not to say forth every secret: sometimes the even number turns out to be odd, and sometimes the odd number to be even.”