English    Türkçe    فارسی   

1
3079-3088

  • کاف و نون همچون کمند آمد جذوب ** تا کشاند مر عدم را در خطوب‌‌
  • K and N are pulling like a noose, that they may draw non-existence into great affairs.
  • پس دو تا باید کمند اندر صور ** گر چه یکتا باشد آن دو در اثر 3080
  • Hence the noose must be double in (the world of) forms, though those two (letters) are single in effect.
  • گر دو پا گر چار پا ره را برد ** همچو مقراض دو تا یکتا برد
  • Whether the feet be two or four, they traverse the road, like the double shears (which) makes (but) one cut.
  • آن دو همبازان گازر را ببین ** هست در ظاهر خلافی ز آن و ز این‌‌
  • Look at those two fellow-washermen: there is apparently a difference between that one and this:
  • آن یکی کرباس را در آب زد ** و آن دگر همباز خشکش می‌‌کند
  • The one has thrown the cotton garments into the water, while the other partner is drying them.
  • باز او آن خشک را تر می‌‌کند ** گوییا ز استیزه ضد بر می‌‌تند
  • Again the former makes the dry clothes wet: ’tis as though he were spitefully thwarting his opposite;
  • لیک این دو ضد استیزه نما ** یکدل و یک کار باشد در رضا 3085
  • Yet these two opposites, who seem to be at strife, are of one mind and acting together in agreement.
  • هر نبی و هر ولی را مسلکی است ** لیک تا حق می‌‌برد جمله یکی است‌‌
  • Every prophet and every saint hath a way (of religious doctrine and practice), but it leads to God: all (the ways) are (really) one.
  • چون که جمع مستمع را خواب برد ** سنگهای آسیا را آب برد
  • When slumber (heedlessness) overtook the concentration (attention) of the listener, the water carried the millstones away.
  • رفتن این آب فوق آسیاست ** رفتنش در آسیا بهر شماست‌‌
  • The course of this water is above the mill: its going into the mill is for your sakes.