English    Türkçe    فارسی   

1
956-965

  • زاد مردی چاشتگاهی در رسید ** در سرا عدل سلیمان در دوید
  • One forenoon a freeborn (noble) man arrived and ran into Solomon's hall of justice,
  • رویش از غم زرد و هر دو لب کبود ** پس سلیمان گفت ای خواجه چه بود
  • His countenance pale with anguish and both lips blue. Then Solomon said, “Good sir, what is the matter?”
  • گفت عزراییل در من این چنین ** یک نظر انداخت پر از خشم و کین‌‌
  • He replied, “Azrael cast on me such a look, so full of wrath and hate.”
  • گفت هین اکنون چه می‌‌خواهی بخواه ** گفت فرما باد را ای جان پناه‌‌
  • “Come,” said the king, “what (boon) do you desire now? Ask (it)!” “O protector of my life,” said he, “command the wind,
  • تا مرا ز ینجا به هندستان برد ** بو که بنده کان طرف شد جان برد 960
  • To bear me from here to India. Maybe, when thy slave is come thither he will save his life.”
  • نک ز درویشی گریزانند خلق ** لقمه‌‌ی حرص و امل ز آنند خلق‌‌
  • Lo, the people are fleeing from poverty: hence are they a mouthful for (a prey to) covetousness and expectation.
  • ترس درویشی مثال آن هراس ** حرص و کوشش را تو هندستان شناس‌‌
  • The fear of poverty is like that (man's) terror: know thou that covetousness and striving are (like) India (in this tale).
  • باد را فرمود تا او را شتاب ** برد سوی قعر هندستان بر آب‌‌
  • He (Solomon) commanded the wind to bear him quickly over the water to the uttermost part of India.
  • روز دیگر وقت دیوان و لقا ** پس سلیمان گفت عزراییل را
  • Next day, at the time of conference and meeting, Solomon said to Azrael:
  • کان مسلمان را بخشم از چه چنان ** بنگریدی تا شد آواره ز خان‌‌ 965
  • “Didst thou look with anger on that Moslem in order that he might wander (as an exile) far from his home?”