English    Türkçe    فارسی   

3
1822-1831

  • خلق اندر خواب می‌بینندشان ** من به بیداری همی‌بینم عیان
  • (Other) people see them (their dear ones) in sleep; I see them plainly in (my) waking state.
  • زین جهان خود را دمی پنهان کنم ** برگ حس را از درخت افشان کنم
  • I hide myself for a moment from this world, I shake the leaves of sense perception from the tree (of my bodily existence).”
  • حس اسیر عقل باشد ای فلان ** عقل اسیر روح باشد هم بدان
  • Sense-perception is captive to the intellect, O reader; know also that the intellect is captive to the spirit.
  • دست بسته‌ی عقل را جان باز کرد ** کارهای بسته را هم ساز کرد 1825
  • The spirit sets free the chained hand of the intellect and brings its embarrassed affairs into harmony.
  • حسها و اندیشه بر آب صفا ** همچو خس بگرفته روی آب را
  • The (bodily) senses and (sensual) thoughts are like weeds on the clear water— covering the surface of the water.
  • دست عقل آن خس به یکسو می‌برد ** آب پیدا می‌شود پیش خرد
  • The hand of the intellect sweeps those weeds aside; (then) the water is revealed to the intellect.
  • خس بس انبه بود بر جو چون حباب ** خس چو یکسو رفت پیدا گشت آب
  • The weeds lay very thick on the stream, like bubbles; when the weeds went aside, the water was revealed.
  • چونک دست عقل نگشاید خدا ** خس فزاید از هوا بر آب ما
  • Unless God loose the hand of the intellect, the weeds on our water are increased by sensual desire.
  • آب را هر دم کند پوشیده او ** آن هوا خندان و گریان عقل تو 1830
  • Every moment they cover the water (more and more): that desire is laughing, and thy intellect is weeping;
  • چونک تقوی بست دو دست هوا ** حق گشاید هر دو دست عقل را
  • (But) when piety has chained the hands of desire, God looses the hands of the intellect.