English    Türkçe    فارسی   

4
2755-2764

  • راه‌زن هرگز گدایی را نزد ** گرگ گرگ مرده را هرگز گزد 2755
  • No highwayman ever attacked a beggar: does a wolf ever bite a dead wolf?
  • خضر کشتی را برای آن شکست ** تا تواند کشتی از فجار رست
  • Khizr made a breach in the boat in order that the boat might be saved from the wicked.
  • چون شکسته می‌رهد اشکسته شو ** امن در فقرست اندر فقر رو
  • Since the broken (contrite) one will be saved, be thou broken (contrite). Safety lies in poverty enter into poverty
  • آن کهی کو داشت از کان نقد چند ** گشت پاره پاره از زخم کلند
  • The mountain that possessed some cash in its mine was riven to pieces by the strokes of the pick-axe.
  • تیغ بهر اوست کو را گردنیست ** سایه که افکندست بر وی زخم نیست
  • The sword is for him who has a (high and proud) neck; no blow falls on the shadow that is thrown (flat upon the ground).
  • مهتری نفطست و آتش ای غوی ** ای برادر چون بر آذر می‌روی 2760
  • Eminence is naphtha and fire, O misguided one: O brother, how (why) art thou going into the fire?
  • هر چه او هموار باشد با زمین ** تیرها را کی هدف گردد ببین
  • How should anything that is level with the earth become a target for arrows? Consider!
  • سر بر آرد از زمین آنگاه او ** چون هدفها زخم یابد بی رفو
  • (But if) it raise its head from the earth, then, like targets, it will suffer blows irremediable.
  • نردبان خالق این ما و منیست ** عاقبت زین نردبان افتادنیست
  • This egoism is the ladder of (climbed by) the creatures (of God): they must fall from this ladder in the end.
  • هر که بالاتر رود ابله‌ترست ** که استخوان او بتر خواهد شکست
  • The higher any one goes, the more foolish he is, for his bones will be worse broken.