English    Türkçe    فارسی   


  • آنچ کردی ای جهان با دیگران  ** بی‌وفایی و فن و ناز گران 
  • O World, that which thou hast shown unto others—faithlessness and deceit and grievous pride—
  • بر سرت ریزیم ما بهر جزا  ** که شهیدیم آمده اندر غزا 
  • We pour (it all) on thy head in repayment, for we are martyrs come to war (against thee).”
  • تا بدانی که خدای پاک را  ** بندگان هستند پر حمله و مری 
  • (This is) in order that you may know that the Holy God hath servants impetuous and combative,
  • سبلت تزویر دنیا بر کنند  ** خیمه را بر باروی نصرت زنند 
  • (Who) tear out the moustache of worldly hypocrisy and pitch their tents on the rampart of (Divine) aid.
  • این شهیدان باز نو غازی شدند  ** وین اسیران باز بر نصرت زدند  1015
  • These martyrs have become warriors anew, and these captives have gained the victory once more;
  • سر برآوردند باز از نیستی  ** که ببین ما را گر اکمه نیستی 
  • They have lifted up their heads again from non-existence, saying, “Behold us if thou art not blind from birth,”
  • تا بدانی در عدم خورشیدهاست  ** وآنچ اینجا آفتاب آنجا سهاست 
  • That you may know that in non-existence there are suns, and that what is a sun here is (only) a small star yonder.
  • در عدم هستی برادر چون بود  ** ضد اندر ضد چون مکنون بود 
  • How, O brother, is existence (contained) in non-existence? How is opposite concealed in opposite?
  • یخرج الحی من المیت بدان  ** که عدم آمد امید عابدان 
  • He brings forth the living from the dead: know that the hope of (His) worshippers is non-existence.
  • مرد کارنده که انبارش تهیست  ** شاد و خوش نه بر امید نیستیست  1020
  • The sower whose barn is empty, is not he joyful and happy in hope of non-existence—