English    Türkçe    فارسی   


  • ورنه با تو گفتمی شرح طلسم  ** که آن خیالی می‌نماید نیست جسم 
  • Otherwise I would have explained the spell to you: it (the lion) presents itself as an apparition, it is not a (real) body.”
  • جواب گفتن خر روباه را 
  • The reply of the ass to the fox.
  • گفت رو رو هین ز پیشم ای عدو  ** تا نبینم روی تو ای زشت‌رو  2620
  • “Hark,” cried the ass, “begone, begone from my presence, O enemy, that I may not see your face, O ugly one!
  • آن خدایی که ترا بدبخت کرد  ** روی زشتت را کریه و سخت کرد 
  • That God who made you ill-fated hath made your ugly face detestable and impudent.
  • با کدامین روی می‌آیی به من  ** این چنین سغری ندارد کرگدن 
  • With what face do you come to me? The rhinoceros has not such a hard skin (as you have).
  • رفته‌ای در خون جانم آشکار  ** که ترا من ره‌برم تا مرغزار 
  • You manifestly attempted to shed my life-blood, saying, ‘I will guide you to the meadow,’
  • تا بدیدم روی عزرائیل را  ** باز آوردی فن و تسویل را 
  • So that I beheld the face of Azrael; (now) again you have brought cunning and plausible suggestion (to bear on me).
  • گرچه من ننگ خرانم یا خرم  ** جانورم جان دارم این را کی خرم  2625
  • Though I am a disgrace to the asses or an ass (myself), (yet) I am possessed of life, I have a vital spirit: how should I purchase (accept and believe) this (palaver)?
  • آنچ من دیدم ز هول بی‌امان  ** طفل دیدی پیر گشتی در زمان 
  • If a child had seen the pitiless horror that I saw, it would instantly have become old.
  • بی‌دل و جان از نهیب آن شکوه  ** سرنگون خود را در افکندم ز کوه 
  • Deprived of heart and soul by dread of that awful object, I threw myself headlong from the mountain.
  • بسته شد پایم در آن دم از نهیب  ** چون بدیدم آن عذاب بی‌حجاب 
  • My legs were tied (paralysed) by terror as soon as I perceived that (cruel) torment without (any) barrier (between it and me).