English    Türkçe    فارسی   


  • تا دم آخر دمی آخر بود ** که عنایت با تو صاحب سر بود
  • So that thy last breath may be a last breath in which the (Divine) favour is thy bosom-friend.
  • هر چه می‌‌کوشند اگر مرد و زن است ** گوش و چشم شاه جان بر روزن است‌‌
  • Whatsoever they strive (to do), whether man or woman, the ear and eye of the soul's King are at the window.
  • برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده‌‌
  • How the merchant cast the parrot out of the cage and how the dead parrot flew away.
  • بعد از آنش از قفس بیرون فگند ** طوطیک پرید تا شاخ بلند 1825
  • After that, he cast her out of the cage. The little parrot flew to a lofty bough.
  • طوطی مرده چنان پرواز کرد ** کافتاب از چرخ ترکی تاز کرد
  • The dead parrot made such a (swift) flight as when the orient sun rushed onward.
  • خواجه حیران گشت اندر کار مرغ ** بی‌‌خبر ناگه بدید اسرار مرغ‌‌
  • The merchant was amazed at the action of the bird: without understanding he suddenly beheld the mysteries of the bird.
  • روی بالا کرد و گفت ای عندلیب ** از بیان حال خودمان ده نصیب‌‌
  • He lifted up his face and said, “O nightingale, give us profit (instruction) by explaining thy case.
  • او چه کرد آن جا که تو آموختی ** ساختی مکری و ما را سوختی‌‌
  • What did she (the parrot) do there (in India), that thou didst learn, devise a trick, and burn us (with grief)”?
  • گفت طوطی کاو به فعلم پند داد ** که رها کن لطف آواز و وداد 1830
  • The parrot said, “She by her act counselled me—‘Abandon thy charm of voice and thy affection (for thy master),
  • ز آن که آوازت ترا در بند کرد ** خویشتن مرده پی این پند کرد
  • Because thy voice has brought thee into bondage’: she feigned herself dead for the sake of (giving me) this counsel,
  • یعنی ای مطرب شده با عام و خاص ** مرده شو چون من که تا یابی خلاص‌‌
  • Meaning (to say), ‘O thou who hast become a singer to high and low, become dead like me, that thou mayst gain release.’”