English    Türkçe    فارسی   


  • همچو صیادی که گیرد سایه‌‌ای ** سایه کی گردد و را سرمایه‌‌ای‌‌
  • Like the hunter who catches a shadow—how should the shadow become his property?
  • سایه‌‌ی مرغی گرفته مرد سخت ** مرغ حیران گشته بر شاخ درخت‌‌
  • The man has grasped tightly the shadow of a bird, (while) the bird on the branch of the tree is fallen into amazement,
  • کاین مدمغ بر که می‌‌خندد عجب ** اینت باطل اینت پوسیده سبب‌‌ 2810
  • (Thinking), “I wonder who this crack-brained fellow is laughing at? Here's folly for you, here's a rotten cause!”
  • ور تو گویی جزو پیوسته‌‌ی کل است ** خار می‌‌خور خار مقرون گل است‌‌
  • And if you say that the part is connected with the whole, (then) eat thorns: the thorn is connected with the rose.
  • جز ز یک رو نیست پیوسته به کل ** ور نه خود باطل بدی بعث رسل‌‌
  • Except from one point of view, it (the part) is not connected with the whole: otherwise, indeed, the mission of the prophets would be vain,
  • چون رسولان از پی پیوستن‌‌اند ** پس چه پیوندندشان چون یک تن‌‌اند
  • Inasmuch as the prophets are (sent) in order to connect (the part with the whole): how, then, should they (the prophets) connect them when they are (already) one body?
  • این سخن پایان ندارد ای غلام ** روز بی‌‌گه شد حکایت کن تمام‌‌
  • This discourse hath no end. O lad, the day is late: conclude the tale.
  • سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه‌‌
  • How the Arab delivered the gift, that is, the jug to the Caliph's servants.
  • آن سبوی آب را در پیش داشت ** تخم خدمت را در آن حضرت بکاشت‌‌ 2815
  • He presented the jug of water, he sowed the seed of homage in that (exalted) court.
  • گفت این هدیه بدان سلطان برید ** سایل شه را ز حاجت واخرید
  • “Bear this gift,” said he, “to the Sultan, redeem the King's suitor from indigence.
  • آب شیرین و سبوی سبز و نو ** ز آب بارانی که جمع آمد به گو
  • ’Tis sweet water and a new green jug—some of the rain-water that collected in the ditch.”