English    Türkçe    فارسی   

3
656-665

  • گفت نه بادی که جست از فرج وی ** می‌شناسم همچنانک آبی ز می
  • “Nay,” he said, “I know the wind that escaped from its arse as well as (I know) water from wine.
  • کشته‌ای خرکره‌ام را در ریاض ** که مبادت بسط هرگز ز انقباض
  • Thou hast killed my ass-colt in the meadows—mayst thou never be released from anguish!”
  • گفت نیکوتر تفحص کن شبست ** شخصها در شب ز ناظر محجبست
  • “Make a better investigation,” he replied; “it is night, and at night material objects are screened from the beholder.
  • شب غلط بنماید و مبدل بسی ** دید صایب شب ندارد هر کسی
  • Night causes many a thing to appear wrong and changed (from its proper aspect): not every one has the (power of) seeing correctly by night.
  • هم شب و هم ابر و هم باران ژرف ** این سه تاریکی غلط آرد شگرف 660
  • (Now there is) both night and clouds and heavy rain withal: these three darknesses produce great error.”
  • گفت آن بر من چو روز روشنست ** می‌شناسم باد خرکره‌ی منست
  • He said, “To me ’tis as (manifest as) bright day: I know (it), it is the wind of my ass-colt.
  • در میان بیست باد آن باد را ** می‌شناسم چون مسافر زاد را
  • Amongst twenty winds I know that wind as the traveller (knows) his provisions for the journey.”
  • خواجه بر جست و بیامد ناشکفت ** روستایی را گریبانش گرفت
  • The Khwája sprang up, and losing patience he seized the countryman by his collar,
  • کابله طرار شید آورده‌ای ** بنگ و افیون هر دو با هم خورده‌ای
  • Crying, “O fool and cutpurse, thou hast shown hypocrisy: thou hast eaten both beng and opium together.
  • در سه تاریکی شناسی باد خر ** چون ندانی مر مرا ای خیره‌سر 665
  • Amidst three darknesses thou knowest the wind of the ass: how dost not thou know me, O giddy-head?