English    Türkçe    فارسی   

2
2697-2706

  • Thou wouldst have drawn (into thyself) the Water of Life: thou wouldst have been steeped in the Water of Life.
  • جاذب آب حیاتی گشته‏ای ** اندر آب زندگی آغشتی‏ای‏
  • Thy seed and thy root were bad, and thou hast not been joined to a good tree.
  • تخم تو بد بوده است و اصل تو ** با درخت خوش نبوده وصل تو
  • If the sour branch be joined to a sweet one, that sweetness will strike (impress itself) on its nature.’”
  • شاخ تلخ ار با خوشی وصلت کند ** آن خوشی اندر نهادش بر زند
  • How Mu‘áwiya dealt sternly with Iblís.
  • عنف کردن معاویه با ابلیس‏
  • Said the Amír, “O brigand, do not argue: there is no way for you (to penetrate) into me, (so) do not seek the way. 2700
  • گفت امیر ای راه زن حجت مگو ** مر ترا ره نیست در من ره مجو
  • You are a brigand, and I am a stranger and merchant: how should I purchase any garments that you may bring?
  • ره زنی و من غریب و تاجرم ** هر لباساتی که آری کی خرم‏
  • Do not prowl about my property, infidel as you are: you are not one to buy the property of anybody.
  • گرد رخت من مگرد از کافری ** تو نه ای رخت کسی را مشتری‏
  • The brigand is not a buyer for (from) any person, and if he seem to be a buyer, ’tis (only his) deceit and artfulness.
  • مشتری نبود کسی را راه زن ** ور نماید مشتری مکر است و فن‏
  • I wonder what this envier has in his gourd! O God, help us against this enemy!
  • تا چه دارد این حسود اندر کدو ** ای خدا فریاد ما را زین عدو
  • If he pronounce one more screed (of his spells) over me, this brigand will rob me of the mantle (of my faith). 2705
  • گر یکی فصلی دگر در من دمد ** در رباید از من این ره زن نمد
  • How Mu‘áwiya complained of Iblís to the most high God and besought His aid.
  • نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن‏
  • O God, this talk of his is like smoke: take my hand (and help me), or else my raiment is blackened.
  • این حدیثش همچو دود است ای اله ** دست گیر ار نه گلیمم شد سیاه‏