English    Türkçe    فارسی   

6
1075-1084

  • He (the Prophet) said, “Why, O Siddíq, I told thee to make me the partner in (thy) generosity.” 1075
  • گفت ای صدیق آخر گفتمت  ** که مرا انباز کن در مکرمت 
  • He replied, “We are two slaves in thy street: I set him free for thy sake.
  • گفت ما دو بندگان کوی تو  ** کردمش آزاد من بر روی تو 
  • Keep me as thy slave and loyal friend: I want no freedom, beware (of thinking so)!
  • تو مرا می‌دار بنده و یار غار  ** هیچ آزادی نخواهم زینهار 
  • For my freedom consists in being thy slave: without thee, tribulation and injustice are (inflicted) on me.
  • که مرا از بندگیت آزادیست  ** بی‌تو بر من محنت و بیدادیست 
  • O thou who through being the chosen (Prophet) hast brought the (whole) world to life and hast made the common folk to be the elect, especially me,
  • ای جهان را زنده کرده ز اصطفا  ** خاص کرده عام را خاصه مرا 
  • In my youth my spirit used to dream that the orb of the sun salaamed to me, 1080
  • خوابها می‌دید جانم در شباب  ** که سلامم کرد قرص آفتاب 
  • And lifted me up from earth to heaven: by mounting (so) high I had become its fellow-traveller.
  • از زمینم بر کشید او بر سما  ** همره او گشته بودم ز ارتقا 
  • I said (to myself), ‘This is an hallucination and absurd: how should absurdity ever become actuality?’
  • گفتم این ماخولیا بود و محال  ** هیچ گردد مستحیلی وصف حال 
  • When I beheld thee I beheld myself: blessings on that mirror goodly in its ways!
  • چون ترا دیدم بدیدم خویش را  ** آفرین آن آینه‌ی خوش کیش را 
  • When I beheld thee, the absurd became actual for me: my spirit was submerged in the Glory.
  • چون ترا دیدم محالم حال شد  ** جان من مستغرق اجلال شد